سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
هنوزم عاشقتم


هنوزم عاشقتم


cartpostaleto.ir


تقدیم به بهترینم مهدی


نوشته شده در جمعه 28/11/90| ساعت 9:30 صبح| توسط زهرا| نظرات ( ) |


سلام به همه دوستای خوبم !اربعین آقام امام حسین را به همه تسلیت میگم.


من دهم بهمن مسافر کربلام میخوام برای نوکری زائرای آقام برم البته تنها!


قول برا همه دعا کنم از جمله برای سر عقل آمدن مرد زندگیم!!


 


نوشته شده در شنبه 24/10/90| ساعت 1:40 عصر| توسط زهرا| نظرات ( ) |

درد من عاشقیست ، احساسم در این روزها دلتنگیست
دردی در سینه ام دارم که تنها قلبم میداند
احساسی در قلبم دارم که تنها خدا میداند
این روزها دلم بدجور هوایت را کرده است ، دلم برایت تنگ شده است
خیلی برایم عزیزی عزیزم ، تا تو را دارم هیچ غمی جز غم دوری ات در دل ندارم
کاش در کنارم بودی ، کاش بودی تا دیگر هیچ غمی در دل نداشتم
نیاز من در کنار تو بودن است ، آرزوی من همیشه با تو بودن است
خسته نمی شوم از دلتنگی اما شاید لحظه ای تنها دلشکسته شوم
می سازم با این لحظه های دور از تو بودن و میگذرانم این لحظه های نفسگیر را
از من خواسته بودی هیچگاه اشک نریزم ، راستش را بخواهی اینک چشمانم پر از اشک است !چشمم مثل قلبم صبور نیست! زود می شکند و زود دلش هوای دیدن تو را میکند
درد من ، درد تو است ، درد ما درد عشق است


نوشته شده در یکشنبه 11/10/90| ساعت 7:48 عصر| توسط زهرا| نظرات ( ) |

هنوز مرا باور نداری
روزی ما هر دو به هم دل بستیم
مدتها گذشت و به پای هم نشستیم
فکر میکردم این هر دوی ماییم که عاشق هستیم
فکر میکردم هر دوی ماییم که به انتظار هم نشستیم
اما تو که آرامش را از من گرفته ای ، در این لحظه ها بدجور حال مرا گرفته ای
من که جز آرامش چیزی را از تو نخواسته ام ، اما تو عادت کرده ای اشکم را در بیاوری ، عادت کرده ای به شکستن قلبم ، عادت کرده ای که عذاب دهی مرا و آزار دهی این دل عاشق مرا

هنوز باور نداری که چقدر برایم با ارزشی
هنوز باور نداری عشق مرا ، باور نداری بی قراری های این دل عاشق مرا
گفتی عاشق منی ، من که نمیبینم هیچ عشقی از تو
گفتی خیلی دوستم داری ، من که نمیبینم هیچ مهر و محبتی از تو
میگویی همیشه به یاد منی ، من که هنوز قلبم تنهای تنها است
میگویی همیشه در کنار منی ، من که هنوز چشمهایم از انتظار گریان است
عشق من در قلبت مثل یک روح سرگردان است ، من که هنوز باور نکرده ام عشق تو را ، زندگی برایم یک باتلاق بی انتها است
هر چه بیشتر با تو میمانم ، بیشتر در باتلاق تنهایی فرو میروم
میخواهم حس کنم مهر و محبتهایت را ، میخواهم بشنوم درد دلهایت را
تا در اوج عاشقی دیگر احساس تنهایی نکنم
در اوج عاشقی با یک دل تنها ترک دنیا نکنم
روزی ما هر دو با هم عهد بستیم ، که به پای هم مینشینم و تا آخرش با هم یکرنگ هستیم ، حالا تو هزار رنگی و من یک رنگ هستم ،دیگر باید به چه زبانی بگویم عاشقت هستم


نویسنده :» مهدی لقمانی


برای کوه غرورخودم مهدی عزیزم


نوشته شده در چهارشنبه 7/10/90| ساعت 10:42 صبح| توسط زهرا| نظرات ( ) |


خدا


دیگر نمی توانم


دیگر نمی توانم بر انکار عشق بکوشم


دیگر نمی توانم همه درد عشق را تنها بر شانه هایم حمل کنم


دیگر نمی توانم بر زبانم مهر سکوت نهم  .


چگونه می توان تا ابد در سینه آتش داشت و دود آن بر آسمان نرود؟


چگونه می توان مرغ آتش خوار عشق را بند زد؟


مرای دیگر یارای آن نیست که ابرهای سنگین را از باریدن بازدارم


و رعد را از غرش منع کنم


و برق عشق را در آسمان زندگی ام مهار سازم


دیگر نمی توانم


خاموشی  بس است


من این راه را می رم


حتی تنها


 


 


نوشته شده در سه شنبه 6/10/90| ساعت 2:33 عصر| توسط زهرا| نظرات ( ) |


قالب وبلاگ :: :: کدهای جاوا

 فال حافظ - قالب وبلاگ